محمد تقي المجلسي ( الأول )
114
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
است اينها ضرر ندارد بايد كه نماز را تمام كند على رغم شيطان و اين وسواس شيطانست . و در حديث حسن كالصحيح مرويست از عبد الله بن مغيره كه در كتاب حريز ديدم كه گفت كه من فراموش كردم كه در نماز واجبم تا به ركوع رفتم و از خاطرم رفت و قصد نماز سنت كردم پس حضرت فرمودند كه نيت اول معتبر است كه بان قصد متوجه نماز شده بودى پس اگر اول به قصد نماز واجب شروع در نماز كرده باشى و بعد از آن شك كنى كه آيا الحال واجب مىگذارم يا سنت يا قصد سنت كرده باشى همان نيت اول را اعتبار كن و اگر به قصد نافله شروع كرده باشى و بعد از آن نيت واجب كرده باشى نيت نافله صحيح است و در نافلهء و اگر شروع در نماز فريضه كرده باشى و به خاطرت آيد كه نافله نكرده فريضه را تمام كن و بر اين مضمون كه مدار بر اول نماز است همان نيت معتبر است حديث موثق كالصحيح و قوى كالصحيح وارد شده است و اصحاب به آن عمل نمودهاند و فى الحقيقه اين نيت نيت وجوب و ندب نيست بلكه نيت تعيين است كه چه نماز است و نيت تعيين لازم و واجبست اجماعا و نيت وجوبى كه در آن خلاف است آنست كه چون قصد نماز ظهر كنى آيا شرط است كه قصد نماز ظهر واجب كنى يا نيت نماز ظهر كافيست و حق آنست كه كافيست و همچنين خلاف شده است كه هر گاه قصد نماز ظهر واجب كردى آيا شرط است كه قصد كنى كه اين ظهر واجب را لوجوبه واقع مىسازم يا لوجه وجوبه و اين خلاف از اين ناشى شده است كه متكلَّمان گفتهاند كه مىبايد كه عبادت را واقع سازند از جهت آن كه واجبست يا از جهت وجه واجب شدن كه آن شكر منعم است يا از آن جهت كه عبادات ظاهرى لطف است در عبادات باطنى يعنى چون حق سبحانه و تعالى مىخواهد كه بندگان به ياد او باشند و كمالات